نوآوری چیست؟

نوآوری به طور فزاینده ای به اصطلاحی کلیشه ای تبدیل شده است، اما یک تعریف ساده دارد(اقتباس از اد رابرت)

تجاری سازی+ اختراع =نوآوری

در اینجا تعریف رابرت را اصلاح میکنیم زیرا نوآوری حاصل جمع اختراع و تجاری سازی نیست بلکه محصول آنهاست.

اینمرد درباره ی استیو جابز نیز صدق می کند زیرا او اختراعات دیگران را شناسایی و آن ها را به طور مؤثری از طریق اپل تجاری سازی کرد.این امر در گوگل نیز صدق می کند که بیشتر درآمد خود را از طریق ادوردز کسب می کند.

این نمونه ها نشان می دهد که قابلیت تجاری سازی اختراع برای نوآوری واقعی لازم است. پس کارآفرین در درجه ی اول در مقام عامل تجاری سازی عمل می کند. ما آگاهانه ار واژه ی کار آفرینی “فناوری محور” استفاده نمی کنیم، زیرا نوآوری به فناوری محدود نمی شود. نوآوری می تواند انواع گوناگونی از جماه فناوری، پردازش، مدل کسب و کار و موقعیت داشته باشد.

این مقالات که در شش دسته موضوعی گروه بندی شده است و دارای۲۴ گام می باشد که هر گام باید در نظم عددی خودش پایان بیابد. این دسته های موضوعی یک طرح کلی از اینکه چگونه این ۲۴ مرحله به شما کمک خواهند کرد تا کسب و کاریپایدار و مبتنی بر نوآوری خلق کنید را نشان می دهند.

شش موضوع اصلیِ ۲۴ گام:

مشتریانتان چه کسانی هستند؟

چه کارهایی را می توانید برای مشتریانتان انجام دهید؟

مشتریانتان چگونه به محصولتان دست می یابند؟

چگونه از محصولتان درآمد کسب کنید؟

چگونه محصولتان را طراحی کنید و بسازید؟

چگونه کسب و کارتان را اندازه گیری کنید؟

 گام صفر:

سه راه برای ایجاد کسب و کاری جدید:

  1. ایده داشتن: به چیز جدیدی اندیشیده اید که می تواد در جهان ، یا بخش کوچکی از آن، تغییر مثبتی به وجود آورد یا چیزی که پیاده سازی آن می تواند فرآیند آشنای کنونی را بهتر کند.
  2. فناوری داشتن: به نوعی نوآوری و پیشرفت فناورانه دست یافته اید و می خواهید روی آن سرمایه گذاری کنید، یا در واقع می خواهید آماده سازی آن را به گونه ای پیش ببرید که اثر مثبتی بر جامعه داشته باشد، یا اینکه از پیشرفت فناورانه ای مطلع شده اید و در آن ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به کسب و کار می بینید.
  3. شور و اشتیاق داشتن: اعتماد ب =ه نفس دارید و آماده اید تا مهارت های شخصی خود را به صورت همه جانبه ارتقاء دهید.همچنین شاید براین باورید که می توان از طریق کارآفرینی بیشترین تاثیر را بر جهان گذاشت.ممکن است علاقه مند باشید برای خودتان کارکنید و اختیار سرنوشت خود را به دست بگیرید.

گاهی اوقات گفته شده است که کارآفرین بدون آگاهی از “درد مشتری” نمی تواند کار خود را شروع کند. درد مشتری یعنی مساله ای که آنقدر ذهن مشتری را به خود مشغول می کندکه در نهایت او به دنبال چاره ای برای آن می گردد.

صرف نظر ازینکه چگونه به کارآفرینی علاقه مند شده اید ، باید ابتدا به این پرسش پاسخ دهید : چه کاری را به خوبی می توانم انجام دهم و دوست دارم آن را به مدت طولانی ادامه دهم؟ با پاسخ به این سوال اولین گام را به سوی کشف یکی از دردهای مشتری برداشته اید. دردی که به تسکین آن علاقه مندید و در آن تخصص دارید.

چگونه از موقعیت “من شور و اشتیاق دارم” به موقعیت “من ایده یا فناوری دارم” گذر کنیم:

اگر در ابتدا علاقه های شخصی، توانایی های فردی و مهارت های خود را ارزیابی کنید، می توانید فرصت های خوب را راحت تر شناسایی کنید.

موارد زیر را بررسی کنید:

دانش: تمرکز اصلی تحصیلات یا مسیر شغلی تان چه بوده است؟

توانمندی: در چه زمینه هایی مهارت بیشتری دارید؟

ارتباطات: چه کسانی را می شناسید که در صنایع گوناگون تخصص داشته باشند؟ آیا کارآفرینان دیگر را می شناسید؟

دارایی های مالی: آیا به سرمایه ی مالی چشمگیری دسترسی دارید یا اینکه برای شروع باید به حساب های پس انداز با موجودی اندک تکیه کنید؟

شهرت: شما یا شریکتان به چه چیزی معروف هستید، مثلا به مهارت های مهندسی یا درک فیبر های نوری؟

تجربه ی کاری: در مشاغل پیشینتان ، چه ناکارآمدی ها یا “نقاط آزاردهنده ای” وجود داشت؟

اشتیاق برای یک بازار مشخص: آیا ایده ی ارتقای سلامت شما را هیجان زده می کند؟ آموزش، انرژی یا حمل و نقل چطور؟

تعهد: آیا برای طرح خود زمان و تلاش کافی در نظر گرفته اید؟ آیا آماده اید که کسب و کار جدیدی را به تمرکز نخست خود تبدیل کنید؟

اگرشما یا موسس شرکتتان مهارت های زیادی در کد نویسی و مدیریت پروژه دارید، احتمالا بیشتر تمایل خواهید داشت تا برنامه ی رایانه ای تحت وب بنویسید. یا اگر تجربه ی کاری گذشته شما در حوزه ی آموزش یا پزشکی است، شاید بخواهید چیزی بسازید که وضعیت این حوزه ها را بهتر کند.

در بیشتر موارد، فناوری را پیدا می کنید که وضعیتی را برای شخص شما بهتر می کند، پس مشخص می شود که آن ایده یا فناوری می تواند برای بسیاری از کسان دیگر نیز سودمند باشد. این پدیده “کار آفرینی کاربر” نامیده می شود.دکافمن به این نتیجه رسیده است که تقریبا نیمی از شرکت های نوپای مبتنی بر نوآوری را که دست کم پنج سال سابقه دارند کارآفرینان کاربر تاسیس کرده اند.

یافتن تیم موسس: کارآفرینی فعالیتی انفرادی نیست! 

در یکی از درس های دروس پایه ی کارآفرینی به نام “شرکت های جدید” که در دانشگاه ام آی تی تدریس می شود. دانشجویانی که مراحل  ۲۴گانه را پشت سر گذاشته اندحال فرصت آن رسیده است که تیم خود را تشکیل دهند. که این مرحله یکی از مهمترین مراحل در تکامل کارآفرینی می باشد.

انتخاب افرادی که می خواهید با همکاری آن ها شرکت تاسیس کنید بی نهایت مهم است. پژوهش های انجام شده در ام آی تی نشان می دهد که کسب و کارهایی که مؤسسان متعدد دارد از کسب و کارهای تک مؤسس موفق ترند.

مقصد بعدی تان کجاست؟

پس از یافتن ایده یا فناوری ای که بنیان کسب و کار مبتنی بر نوآوری تان را تشکیل می دهد.هدف اول شما ارزیابی نیازهای مشتریان بالقوه است. تمرکز اهمیت زیادی دارد زیرا کارآفرینان زمان و منابع محدودی دارند ازین رو باید بسیار کارآمد عمل کنند. تمرکز آنقدر برای تعیین مشتریِ هدف حیاتی است که ما ۵گام نخست مراحل ۲۴ گانه را “جستجوی جام مقدس اختصاصی بودن و جزئی نگری” نام گذاری می کنیم.

نظر خود را پیرامون این مقاله بیان کنید!